سفارش تبلیغ
صبا

دلتنگ...

برای دلم وبه خاطر دل تنگی هایم می نویسم...

نویسنده: مسافر زمان
تاریخ: سه شنبه 96/3/16


گفت اینجا چشم انتظاری نیست ! ...

یاس های پریشان و پروانه های حیران، نقش در دل سرمشق روزگار تنبیهی از عشق است یا آرامشی از قرار ؟؟

عطر بودن یاس گر چه فراتراز عمق فاصله ها باشد نفس های دشت انتظار را به شماره ی اشک می

نشاند... محو در رقص حیران پروانه ی خاموشی ،به تماشای غروب می نشیند و بال زدنی که دستار

 روزگار را به دل نسیم می سپارد ..

می داند در اندیشه ی تو، دست هایش زخم می زند بال پروازت را ...

دست ها را به اسارت زنجیرهای نوشته شده در حصار واژه ها می سپارد

ولی نگاهش....از قبل ،بودنت را در میان دشت مه گرفته ی روزگار جستجو می کند ....

ساعت ها به انتظاری سر در گم، پشت پنجره ای می نشیند که زخم روزگار طراوت نگاهش را چنگ

 خاموشی زده، غباری از نا امیدی نگاهتش را سد می کند و دلتنگی معنای خودش را به رخ لحظه ها می کشد ...

در انسداد نفس های سخت قلم می شکند... واژه ها تک رنگ غم گرفته سرای سکوت خیال را جولان

 خاموشی دارند و ابرهای دلتنگی دشت دلی را به آرامشی از یک خاطره در هم می ریزد ....

باران نگاه در پس حریر آبی چشمهایی خسته در سکوتی مملو از چراهایی آشفته ،

نشانی از غم عشق یا گمشده ی باران دارد...

پروانه ای که شاید سرخوش از لحطه های خاموشی در افقی دور دست در دل ثانیه های فراموشی ...

افق نگاهی به بهت زمانه نشسته را پروازی مات از احساسی مبهم در اندیشه ی بهار دارد ..

آیینه ی نگاهی می شکند ...سد غرور چشمی فرو می ریزد..

 و پروانه ای که نقش دلتنگی می زند در دل یاس های تبدار ....



طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

بازدید امروز: 26
بازدید دیروز: 192
کل بازدیدها: 266584