سفارش تبلیغ
صبا

دلتنگ...

برای دلم وبه خاطر دل تنگی هایم می نویسم...

نویسنده: مسافر زمان
تاریخ: چهارشنبه 97/6/21

Related image

 

امروز کنار تک تک سلول های بودن اندیشه ی فراتر از زمان نقش از صبای گذر می زند لحظه

های بی تکرار را ...

معاوضه می کند برگ سرخی از نگاه ننوشته ی باران را با قطره های مانده در دل کهکشان شب ...

آسمان مهرآبی خویش را بی پروا صفحه ی جولان کبوتر رهیده از قفس تن، دشت نشان بی انتهای

آرام می سازد ..

غروب عاشقانه هایش را به رنگ تپش دلهای بی قرار،محو در خود،سایه روشن چشمهای آبی آسمان

می زند ...

آوای گنجشکان، رقص باد در دل طوفان صحرا، نگاهی مانده به افقی بی انتها و شاعری که قلم در

دستانش هزار مصرع بی ردیف را به قافیه های نمناک چشمان غروب می بازد ....

 



نویسنده: مسافر زمان
تاریخ: پنج شنبه 97/6/8

 

به عطر دلکش بهار دلدادگی، پرستوها سرگردان شدند ..

راه دل بی انتها گشت در مسیر سرگشتگی ...

افسانه ی جنون، آشنای تحیر وجودش در قصه های لیلی و مجنون بود ..

باوری در انتهای دشت بیداری ،میعاد دلدادگی پروانه های شهر فراموشی گشت ...

نگاه بر طلوع آفتاب در برق ستاره ای خندید و ماه بدرقه کرد کهکشان پریشانی را ...

دریا در موجی حائل به هم زد موازنه ی بافته های سکوت رؤیا را...

نسیم به رقص تحیر در آورد گیسوان رها در اسارت باور یافته را ...

دل به سرگشتگی شبنم نگاه باران، لبخند سکوت در سرای آتش فریاد زد ...

قصیده های بودن به ردیف غم در واقعیت نگاه دشت چیده شد..

قافیه های رنگ یافته به باور دیوان دلدادگی، تنگنای عبور از موج های سرگشته ی دریا گرفت ...

دل به غزل سروده در نگاه باران، تعظیم گر شاعران دشت جنون گردید...

و حک شد بر طلوع لحظه ها در بی قراری ثانیه های بی شمار تک بیت دل در ..........



طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

بازدید امروز: 10
بازدید دیروز: 62
کل بازدیدها: 289093