سفارش تبلیغ
صبا

دلتنگ...

برای دلم وبه خاطر دل تنگی هایم می نویسم...

نویسنده: مسافر زمان
تاریخ: دوشنبه 96/11/16


هرگز دلت را به صداقت باران بهار نسپار ...

 در واژه هایت یافته های لحظات ناب را در سنگلاخ آشوب ها به تصویر  نکش ..

 تلآلؤ مهر را از نگاه صداقت بگیر .. بر واژه ها به قلمرو سکوت فهم حاکم خاموشی باش ...

زمانه نمی تابد بهار را و زمستان ِ هیاهوهای خاموش ،نمی خواهد آوای پرستوی مهاجر را ...

بر باور قلب خود بنشان که روییده بر نگاه باران ،ردایی همرنگ خاموشی شب دارد ...

سروده های باران را در دل خاموشی افکار خسته ی وهم،

ترانه ی نفس تبداری بدان که گمشده ی سرابی از اندوه گشته ....

 به کودک روزها بیاموز که  ..... در خاموشی واژه ها رسم  یاس هایست که در دهر ستوده ی نجابت گشته اند ..

که چشم بستن بر  انتظار ِمنتظری بر جاده ی پریشانی ،رسم زمانه ایست که  نیلوفرها را غرق در خود به کوی فراموشی

کشانده است که  از یاد برده اند صبوری گام های اندیشه در همراهی ازدحام هراس را ...

بر شبنم نگاهت ،حک ِقلب کن که زمانه تغییر می دهد نجابت یاس های روییده در زلال باران را ...

بر مِهر آفتاب، حریر نگاه باران را بگستران تا پرستوی مهاجر، رنگین کمان .... را  تلآلؤ نور بیابد و

منشور صداقت باران را در دل آسمان آبی به محو روزها بنشیند ...

باران از چشمان صبور آسمان بر دل تنگ زمین می بارد و ترنم گل واژه هایش در دل خاکی خسته مدفون می شود ...

مِهر آرام، مُهر طوفان خاموشی می خورد و در دلِ زلال آیینه ها منعکس می شود نغمه ی سرد روزگاران ...

 



برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

بازدید امروز: 56
بازدید دیروز: 135
کل بازدیدها: 257981