سفارش تبلیغ
صبا

دلتنگ...

برای دلم وبه خاطر دل تنگی هایم می نویسم...

نویسنده: مسافر زمان
تاریخ: سه شنبه 97/7/24


 

دست می کشد از نفس به شماره افتاده ی ابرها...

طنازی پروانه در دل گل حقیقتی از جلوه ی عشق هست در دل بیکرانگی هستی ..

آنگاه که گوهر عشق تبلور وجود می یابد شوره زار کویر خفته را دشتی می یابی که رنگین کمان احساس در جای جای آن به

لطافت مهر و پاکی صداقت ترانه ی گل بوته های بهار را به صد غزل خاموش حک بر صفحه ی ماندگار می کند ...

در روزگاری به همین ثانیه ها ،ذهنی اسیر بادهای سرگردان میشود و جسمی در دل زمینی سرد مدفون خاکهای فراموشی می گردد ...

جاده، تنها خاطره ی چشمان منتظر را در گوش نسیم جستجوگر نجوا خواهد کرد و کبوتری  ترانه ی خواهد سرود که گنگ در

 افکار خفته است ...

و تنها واژه های مهر است که بر خطوط جان گرفته از قافیه ی دل، بر ورق های جا مانده از پاییز سرگردان ،خود نمایی می کند و

 مرثیه گر نجوای خفته در دل خاکی سرد میگردد...

زمان به صبر اندوه می رود و بهار میگذرد ...

 



برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

بازدید امروز: 5
بازدید دیروز: 57
کل بازدیدها: 280017