سفارش تبلیغ
سرور اختصاصی

دلتنگ...

برای دلم وبه خاطر دل تنگی هایم می نویسم...

نویسنده: مسافر زمان
تاریخ: دوشنبه 97/12/13

 

دلتنگی را می توان دید حتی در نگاه معظوف به رنگین کمان خورشید ، در طلوع سپیده ای سبز بر رخسار صبحی دل انگیز...

قلم باز می ماند از نقش زدن سروده های دل بر رنگین کمان باران و واژه هایی که آغوش سکوت را مأمن خویش قرار داده ،

در نگاه طولانی شب به انزوای فریاد خاموش غلتیده اند....

آرام و بی پروا نقش می زد دلتنگی های نگاه طوفان را بر سینه ی خطوطی که راز دار معنا بود و

مفهوم را در زیر باران چشم های پاییزی غزل خاموش می سرود ...

واژه ها که دل به دریا می زدند آرام می گرفت بر دشت خاطراتی که شکوفه های بهار را مهمان کویر بود...

در بی پروایی واژه ها از بودن و سرودن، صدف دل رخ نمود،صداقت باور را ترسیم کرد و عشق را قراتر از باور رهگذران

بر ساحل دل نشاند...آوای مرغکان دریایی را به ودیعت گرفت و شوق یافتن را در نگاه غروب نشاند که در امتداد دلتنگی شبی

سرد طلوع خورشید مهر بر باور اندیشه جلوه گر خواهد شد..

نگاره های دل که راز به قلم بی پروا گشودند ،آسمان بودن را خزان مهی کرد که گم شد آشیان کبوتر صحرا !

 دریا از ساحل خود پیوند گسست و موج های پریشانی را به گرداب تنهایی تا عمق فراموشی سپرد...

بی پروا سرودن و بر باور یافته در دل کویر قلم زدن ،تاوانی دارد که دلتنگی را به عمق لحظه ها می نشاند ...



برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

بازدید امروز: 10
بازدید دیروز: 266
کل بازدیدها: 302638