سفارش تبلیغ
صبا ویژن

دلتنگ...

برای دلم وبه خاطر دل تنگی هایم می نویسم...

نویسنده: مسافر زمان
تاریخ: دوشنبه 98/10/23


تکرار تلخ از غریبانه ترین لحظه ها ..

خفاشان شب در تاریکی مرگباری، غنچه های امید را در بوستان عشق به خنجری از کینه پرپر کردند و

رازی سرخ گون بر قلب سپیده دم به تیغ دشمنی حک بر تاریخ نمودند ..

 در بی قراری سحری آشفته، طلوع خورشید، غروب نگاهی را فریاد زد که

صلابت و عشق را یادگاری دور از صحرایی خونین داشت..

ابرهای دلتنگی آسمان قلب را پوشاندند..

چشم ها در دریای دلتنگی بهت را باور ناباورانه آموختند..

 تکرار سخت لحظه ها ماند در ثانیه های تبدار ...

دلتنگی رخ کشید بر عالم و آدم ...

واژه ها به انزوای سکوت رفتند

نیافتند هموزنی از بهت و دلتنگی تا ترسیم کنند زخم وجودشان را بر سپیدی خاموشی از صفحه ی عشق...



تازه ترین مطالب
برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

بازدید امروز: 48
بازدید دیروز: 113
کل بازدیدها: 355019